Get Adobe Flash player

آرزوهای سینمایی‌ در شب یلدا؛ شادی، امید و بازگشت کتاب به سبد خانوار

مراسم شب یلدا عصر روز شنبه ۳۰ آذر با حضور محمدهادی کریمی، هنگامه قاضیانی و خاطره اسدی در فروشگاه مرکزی شهرکتاب برگزار شد.

این هنرمندان سینما، در این برنامه از خاطرات، آرزو‌ها و دعاهای خود در شب یلدا گفتند و برای همه مردم ایران شادی و امید آرزو کردند.

هنگامه قاضیانی بازیگر فیلم‌های «من مادر هستم» و «اقلیما» در ابتدای صحبت‌هایش گفت: من همیشه از شب‌های یلدا خاطره‌های خوبی داشته‌ام. امشب دوست دارم برای ایرانیان خارج از کشور دعا کنم که حتما دل توی دلشان نیست و شاید احساس تنهایی می‌کنند.

آرزو می‌کنم که غبار غربت بر دل ایرانیان خارج از کشور ننشیند

این بازیگر سینمای کشورمان ادامه داد: زمانی که خودم برای تحصیلات در امریکا حضور داشتم، در شب‌های یلدا انار می‌خریدم و سعی می‌کردم این آیین را زنده نگه دارم. اجرای آیین، اسطوره به وجود می‌آورد و من همیشه تلاش می‌کنم با اسطوره‌سازی، زندگی را برای خودم زیبا کنم. امشب آرزو می‌کنم که غبار غربت بر دل ایرانیان خارج از کشور ننشیند.

وی با اشاره به ذهن اسطوره‌سازش گفت: در مدرسه، ادبیات من همیشه خوب بود و ریاضیاتم افتضاح. یادم هست وقتی قرار بود شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی را از بر کنم، این کار برایم خیلی سخت بود. اما وقتی خوب آن را خواندم و با آرش آشنا شدم، این اسطوره برای من تبدیل به مرد بزرگی شد و تا امروز نیز آرش برایم دوست‌داشتنی است؛ چون با تیری که از کمان‌‌ رها کرد، مرزی را برای ما مشخص کرد که نشانه عشق و ایثار است. آرش قهرمان من است و هر وقت گرفتار می‌شوم، از او کمک می‌خواهم. امشب هم از او می‌خواهم که برای ملت مهربان ما تیری را‌‌ رها کند تا سرزمین‌مان بار دیگر به سمت امید و عشق برود.

خاطره اسدی بازیگر فیلم «تقاطع»، یکی از بهترین یلداهای زندگی‌اش را این‌چنین تشریح کرد: بهترین و خاطره‌انگیز‌ترین یلدای من، آخرین شب یلدایی بود که پدربزرگم زنده بود. آن شب هیچ وقت از یادم نمی‌رود چون پدربزرگم آخرین فال حافظش را برایم گرفت.

اسطوره‌ها ریشه در خواسته‌ها و رویاهای مردم دارند

محمدهای کریمی کارگردان فیلم‌های «برف روی شیروانی داغ» و «بشارت به شهروند هزاره سوم» نیز درباره جایگاه اسطوره‌ها و آیین‌های ایرانی گفت: انسان به لحاظ فطری، به کمال‌‎گرایی گرایش دارد و می‌خواهد به قله‌های کمال و آرمان‌های مطلوبش برسد. ابر انسان‌ها و اسطوره‌ها همان خودهای ایده‌آلی هستند که یک قوم و ملت در خاطره جمعی‌اش نگه می‌دارد و به صورت توارثی به نسل‌های بعد منتقل می‌کند. درواقع انسان با اسطوره‌سازی آمال و آرزوها و مطلوب‌های خودش را دنبال می‌کند.

این فیلمنامه‌نویس درباره ریشه‌های کلمه یلدا گفت: یلدا یک کلمه سریانی به معنای تولد است. ما آن را تولد میترا می‌دانیم که یک ابر اسطوره است و زایشی غیرعادی دارد. (از یک دوشیزه زاده می‌شود) میترا نماد خود ایده‌آلی است که می‌گوید باید روشنایی را پاس داشت و با ظلمت جنگید.

کریمی افزود: یلدا، یا همان میل به زایش باید در خود ما نیز تجلی پیدا کند؛ نیرویی که مثل میترا با سیاهی و سردی مبارزه کند و در پایان به روشنی و گرمای خورشید بپیوندد. این گرما اگر در شب یلدا زاده نشود شب خوبی را سپری نکرده‌ایم. مشکل ما اینجاست که آیین‌ها را به شکل تقویمی اجرا می‌کنیم و از فلسفه آنها غافلیم. این کار جفا به پیشینیان است.

وی با اشاره به مبانی روان‌شناسی قومی و ملی گفت: خاطرات هم مثل ژن‌ها به نسل بعد منتقل می‌شود. خوشبختانه در اساطیر ایرانی، امید و رسیدن به نقطه امیدبخش وجود دارد. در اسطوره‌های ما ایزدان مظهر رحمت هستند. آرش کمانگیر نیز اسطوره‌ای برای همه ماست. اما باید ببینیم آن تیری که آرش در کمان گذاشت، امروز برای ما چه نمودی دارد. نکته‌ای که از اسطوره آرش می‌توان به یاد سپرد، این است که حتی اگر نباشیم و بعد از پرتاب تیر دیگر زنده نباشیم و بر قله دماوند بر زمین بیفتیم، چیزی برای آیندگان وجود خواهد داشت. این اسطوره نشان می‌دهد که اگر ما هم نباشیم و منفعت عمل خود را نبینیم، ایندگان ثمره و نتیجه آن را خواهند دید.

این کارگردان سینمای ایران اضافه کرد: اسطوره‌ها با از بین رفتن ما از بین نمی‌روند. پس باید کاری کنیم تا آیندگان که بعد از ما می‌آیند به آن افتخار کنند. در زیرمجموعه نام آرش، نام‌های بزرگی داریم؛ از سورنای بزرگ که اگر نبود این کشور یونانی می‌شد تا آریوبرزن که از پشت تیر خورد و مملکت به دست اسکندر افتاد. جلوتر که بیاییم، کسانی را داشته‌ایم که اگر نبودند ما امروز مجبور بودیم عکس صدام را پشت سرمان نصب کنیم و الان به زبان عربی حرف بزنیم. پس در زیرمجموعه اسطوره آرش بسیار می‌گنجند. به این بهانه یاد و خاطره همه آنهایی را که با نبودن‌شان باعث شدند ما اینجا باشیم گرامی می‌داریم.

باید صبوری و سماجت به خرج داد

سپس خاطره اسدی در پاسخ به مجری برنامه که درباره تحول و حرکت از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر پرسید، گفت: اسطوره شدن کار آسانی نیست و اساسا چیزی نیست که بخواهیم بگوییم می‌توانیم به سمت آن حرکت کنیم. تنها این را می‌دانم که باید تاثیرگذار باشیم. من شخصا معتقدم که برای تاثیرگذاربودن، باید صبوری و سماجت به خرج داد. خوشبختانه هر دو این صفت‌ها را دارم و دوست دارم همچنان و با سماجت ادامه بدهم.

این بازیگر جوان کشورمان در پاسخ به این سوال که دوست دارید چه چیزی را تغییر بدهید گفت: خیلی سخت است که بخواهم بگویم آرزوی تغییر چه چیزی را دارم. می‌توانم بگویم بعضی وقت‌ها دوست دارم فکر بعضی از آدم‌ها را تغییر بدهم؛ فکرهایی که باعث ایستایی و درجا زدن می‌شود.

هنگامه قاضیانی نیز درباره همین موضوع گفت: از سن ۲۳ سالگی و زمانی که لیسانسم را گرفتم، چیزی که ملکه ذهن من شد این بود که جهان مقدس‌تر از آن است که بخواهیم تغییرش دهیم. مهم این است که من، کشور درون خودم را تغیر دهم و معماری و خیابان‌هایش را آنطور که دوست دارم طراحی کنم. ما نمی‌توانیم کلیت جهان را تغییر بدهیم. اگر بنا باشد آرزو کنم چیزی را تغییر دهم، آرزو دارم که عشق به جوان‌های ما برگردد.

برای همه آرزو می‌کنم که عاشق شوند

وی تاکید کرد: عاشقیت بسیار بزرگ و عزیز است و انسان معاصر آنقدر درگیر التهابات عجیب شده که آن را فراموش کرده است. اگر بخواهم چیزی را برای همه آرزو کنم این است که عاشق شوند.

در ادامه این نشست، محمدهادی کریمی با اشاره به متون ادبی کهن ایران از جمله دیوان حافظ و شاهنامه فردوسی گفت: آثار گذشته ما صرفا متونی عاشقانه و یا حماسی نبوده‌اند. لیلی مجنون تنها یک اثر عاشقانه نیست و شاهنامه هم صرفا دارای ابعاد حماسی نیست. این‌ها آثاری حکمت‌آمیز هستند که باید لایه‌های زیرین‌شان را جستجو کرد.

وی با اشاره به اهمیت فرهنگ و تمدن ایرانی گفت: اگر قرار باشد به چیزی افتخار کنیم، آن چیز نباید فتوحات نادرشاه باشد که با شمشیر صورت گرفت و معلوم نیست در خارج از قلمرو ایران – از جمله هند – هم عزیز و باافتخار باشد. این عرفان و ادب ایرانی است که توانسته در گذشته، سرزمین‌ها را فتح کند و مایه افتخار باشد.

در ادامه این برنامه، محمدهادی کریمی بخش‌هایی از اشعار خود را که قرار است به زودی در قالب یک کتاب به چاپ برسد، قرائت کرد. او درباره تفال زدن به حافظ نیز گفت: فال گرفتن یعنی آرزو کردن برای وقوع بهترین اتفاق‌ها. اما چه بهتر که انسان ابتدا حرکت کند و همه چیز را به فال واگذار نکند. البته حسن دیگری که تفال به شعر حافظ دارد این است که توجه ما به شعر و ادبیات‌مان بیشتر می‌شود. امیدوارم کتاب به سبد خانوار ایرانی برگردد و مثل سینما از سبد خانواده‌ها حذف نشود. می‌توانیم با خرید کتاب سنت کتاب خواندن و کتاب خریدن را هم تداوم بخشیم.

خاطره اسدی هم درباره تفال به حافظ گفت: من هر وقت به سراغ حافظ رفته‌ام جواب گرفته‌ام. البته گاهی آنقدر اصرار می‌کنم تا جوابم را بگیرم. حافظ همیشه به انسان امید و دلگرمی می‌دهد اما این به معنی آن نیست که سرنوشت خود را به فال بسپاریم. سرنوشت ما در فکرمان است و خودمان آن را رقم می‌زنیم.

هنگامه قاضیانی هم در این باره گفت: من اهل حافظ هستم اما دوره دارد. مثلا در یک دوره آنقدر کتاب حافظ باز کردم که سرانجام بیتی آمد با این مضمون که دست از سرم بردار. به هر حال حافظ، حافظ قرآن بوده و اینکه او پلی میان ما و قرآن است، به آدم امید می‌دهد و تفال به او نیز برایمان حکم استخاره را پیدا می‌کند.

این مراسم با حافظ‌خوانی محمدهادی کریمی، یاد درگذشتگان و بزرگان، عکس‌های یادگاری مردم با مهمان‌های برنامه و صرف آجیل و انار و هندوانه در کافه کتاب فروشگاه مرکزی شهرکتاب به پایان رسید. ناصر طهماسب نیز که قرار بود در این برنامه حاضر شود، در ابتدای برنامه به فروشگاه مرکزی آمد ولی به دلیل پاره‌ای مسائل شخصی موفق به حضور در نشست نشد.