Get Adobe Flash player

برترین کتاب‌های کودک و نوجوان در شهر کتاب مرکزی معرفی شد

برنامه رونمایی از فهرست ۱۹ و ۲۰ لاک پشت پرنده، برترین کتاب‌های منتشر شده در پاییز و زمستان سال گذشته، عصر روز جمعه ۸ بهمن ماه در شهر کتاب مرکزی برگزار شد.

در ابتدای این نشست که در آن بیش از ۵۰ نویسنده، شاعر، مترجم و تصویرگر کودک و نوجوان حضور داشتند، ازآتش نشانان شهید حادثه ساختمان پلاسکو یاد شد.

قطعه‌ای با عنوان «خداوندا صدای مرا بشنو که تو را می‌خوانم» از لوریس چکناواریان پخش شد که به روح آتش نشانان حادثه پلاسکو تقدیم کرده بود.

در ادامه نیز، نویسندگان و شاعران، شعرها و قطعات ادبی‌شان را که برای شهدای آتش نشان نوشته بودند، خواندند.

طاهره ایبد، نخستین نویسنده‌ای بود که متنش را برای حضار خواند. وی اظهار داشت: متنی که می‌خوانم نامه‌ای است از طرف همه نویسندگان برای بچه‌هایی که پدران‌شان را در حادثه پلاسکو از دست داده‌اند. اما پیش از آنکه نامه را بخوانم، می‌خواهم بگویم که برایم جالب بود پیش از پخش موسیقی، بچه‌های حاضر در برنامه، از حادثه اطلاع داشتند، هرچند که من امیدوارم این، آخرین اتفاق تلخ در کشورمان باشد و پس از این ذهن بچه‌های‌مان درگیر چنین مسائلی نباشد.

متن نامه از این قرار است:

به نام پروردگار کودکی.

گیرنده: فرزندان آتش‌نشانان قهرمان

دوست خوب‌مان، سلام. می‌دانیم که حالت خوب نیست، می‌دانیم که دلگیری، می‌دانیم که غمگینی، می‌دانیم که دلتنگ پدرت هستی، دوست خوب‌مان شاید پدرت را ندیده باشیم اما او را خیلی خوب می‌شناسیم، خیلی خوب. می‌پرسی از کجا؟ ما نویسنده و شاعریم، ما قصه و داستان و شعر می‌نویسیم، در قصه‌ها و داستان‌ها و شعرها پر از قهرمان است. ما قهرمان‌ها را خیلی خوب می شناسیم، می‌دانیم که قهرمان‌ها مقابل بدی‌ها و زشتی‌ها می‌ایستند و برای نجات جان دیگران، با دیو و هیولا و اژدها و ستمگر مبارزه می‌کنند. می‌دانیم که قهرمان‌ها هرگز نمی‌میرند، آنها صد سال، هزار سال، هزار سال هم بیشتر. اصلاَ تا ابد زنده‌اند. قهرمان‌ها زنده می مانند چون می‌روند توی کتاب‌ها. می‌روند قهرمان قصه‌ها و داستان‌ها و شعرها می‌شوند و آدم‌ها آنها را می‌خوانند. آدم‌ها آنها را می‌خوانند چون قهرمان‌ها را دوست دارند برای همین است که پدرت را خیلی خوب می‌شناسیم. برای همین است که می‌دانیم آن مرد که به سمت آتش دوید، پدر تو بود. و می‌دانیم که آن مرد، قهرمان ایران است. دوست خوب‌مان ما هم دلتنگیم، ما هم غمگینیم، ما هم دلگیریم، ما هم غمگینیم و به آن مرد که باران شد تا آتش را خاموش کند و به آن مرد که دریا شدد تا آتش را خاموش کند، به آن مرد که رود شد تا آتش را خاموش کند و به آن مرد که پدر تو بود، افتخار می‌کنیم. ما به قهرمانان واقعی زندگی که قهرمانان قصه‌ها و شعرهای‌مان خواهند شد، افتخار می‌کنیم. یادشان گرامی.

 افسانه شعبان‌نژاد نیز پیش از خواندن شعرهایش گفت: به نظرم آتش نشانانی که رفتند، زیباترین شعر هستی را سرودند و خودم را قاصر از این می‌دانم که برای آنها شعری بنویسم؛ من آتشم ولی مقابل تو از خجالت آب می‌شوم/ و در میان دست‌های مهربان تو  اسیر هرم آفتاب می‌شوم. واقعن آنها آفتاب بودند، آفتابی که مقابل بزرگی و عظمت آنها از خجالت آب شد.

در ادامه، برنامه قصه‌گویی خلاق برگزار شد و کتاب «آش مامان سفیده و بابا سفیده» به صورت نمایشی اجرا شد و نویسندگان و مترجمان و شاعران کتاب کودک و نوجوان، کتاب های خود را برای حضار امضا کردند.