Get Adobe Flash player

برای فهم فرهنگ ایرانی باید شاهنامه بخوانیم

برنامه آیینی شاهنامه‌خوانی با حضور اردشیر صالح‌پور و کیخسرو دهقان سه‌شنبه شب، ۹ خرداد در شهر کتاب مرکزی برگزار شد.

شاهنامه، کارنامه فرهنگی ملت ایران است. هیچ مجموعه‌ای به اندازه شاهنامه نتوانسته فرهنگ ایرانی را به تصویر بکشد. وقتی ما از فرهنگ صحبت می‌کنیم، کلمات دیگری به دنبال آن می‌آیند، همچون تمدن، هویت، تاریخ و… که نسبت‌های ارگانیک و پیوسته با فرهنگ دارند چراکه هویت، تاریخ، شخصیت، هستی‌شناسی و زیست موجود در یک جامعه در فرهنگ آن خلاصه می‌شود.

وی افزود: به عنوان مثال تخت جمشید یک بناست اما برای ما فرهنگ محسوب می‌شود اما مثلا شاهنامه‌خوانی، مثل‌ها، اخلاق و… جزو فرهنگ معنوی ملت‌هاست و بر همین اساس هم سازمان میراث فرهنگی، اینها را به دو شاخه ملموس و غیرملموس تقسیم کرده است.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: شاهنامه، یک اثر فرهنگی و هنری است و هر ایرانی برای فهم فرهنگ ایرانی باید شاهنامه را بخواند.

وی ادامه داد: برخی تصور می‌کنند شاهنامه به معنای نامه شاهان است در حالی که بسیاری از شاهان در شاهنامه توسط مردم سرنگون می‌شوند و دریای بیکرانی را می‌توانید در این اثر ۶۰ هزار بیتی پیدا کنید و از هر کجای آن آب بردارید و تز دکترای آقای علی سرامی درباره شاهنامه، در این مسیر بسیار می‌تواند راهگشا باشد چون درباره ازدواج، برادرکشی، تربیت و دیگر موضوعات پژوهش کرده است.

صالح‌پور همچنین گفت: ما همواره شاهنامه را یک اثر ادبی دیده‌ایم در حالی که این اثر، یک اثر هنری است و درباره نگارگری، هنرهای دراماتیک، میزانسن، طراحی لباس و… هم مطالب فراوانی می‌توان در آن یافت.

او افزود: حماسه، مهم‌ترین اثر کشورهای صاحب تمدن است؛ ایلیاد و ادیسه هومر، انه اید ویرژیل، مهاباراتا و شاهنامه فردوسی، نمونه‌ای از این آثار حماسی هستند اما این آخری، یک سر و گردن از بقیه بالاتر است و سازمان یونسکو آن را به رسمیت شناخته است.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: نکته دیگری که در شاهنامه به چشم می‌آید، دیدگاه فردوسی درباره زنان است. زنان در شاهنامه در شخصیت‌های متعددی ظاهر می‌شوند؛ گاه خواهرند، گاه معشوق، گاه مادر، گاهی دلیر و دلاور و گاه زنانی جادوگر اما زن ضعیف در این اثر دیده نمی‌شود.

وی با بیان اینکه حماسه، تجلی اغراق آمیز آرمان‌های بشر است، گفت: ملتی که آرمان و آرزوهای دراز دارد، پیروز است. رستم هم آرمان دارد و می‌خواهد ایران، سرافراز باقی بماند. در همین راستا به ملتی همانند ژاپن نگاه کنید که آنها هم آرمان دارند و بعد از حادثه هیروشیما، در معرض نابودی قرار گرفتند اما آنها تصمیم گرفتند قوی باقی بمانند و حالا اگرچه قاشق و چنگال‌های دنیا را می‌سازند اما خودشان همچنان با چوب‌های سنتی خودشان غذا می‌خورند.

صالح‌پور همچنین اشاره کرد: با همه اینها اغراق را هم به شکل وسیعی در شاهنامه می‌بینید، البته ایرانیان هم اغراق کردن را دوست دارند به خصوص که باعث غرور در انسان می‌شود و سربلندی و عزت به دنبال می‌آورد.

وی در پایان با بیان اینکه شاهنامه‌خوانی، یکی از سنت‌های فرهنگ ایرانی است، گفت: شاهنامه‌خوانی، توانست منشاء شکل‌گیری هنرهای زیادی شود. از جمله هنر نقالی، نگارگری، کاشی‌کاری و… هم اکنون نیز به غیر از دانشکده‌های ادبیات، در سیاه‌چادرهای عشایری تدریس می‌شود.

در ادامه این نشست، مرشد کیخسرو دهقان با گویش و خوانش بختیاری، داستان رستم و اسفندیار در شاهنامه را برای حضار خواند.