Get Adobe Flash player

نشست «آن‌ها» در شهر کتاب مرکزی

منصور ضابطیان، نویسنده و تهیه کننده، روز دوشنبه ۲۰ شهریورماه در دومین نشست «آن‌ها» در شهر کتاب مرکزی شرکت و درباره تنهایی با حضار گفتگو کرد.

مارال دوستی، مجری برنامه با بیان اینکه تنهایی، دو نوع است. یکی خلوت انسان‌هاست که موضوع مورد بحث ما نیست و دیگری، تنهایی‌ای است که انسان‌ها به آن دچار می‌شوند، از ضابطیان خواست درباره نوع دوم تنهایی صحبت کند. ضابطیان نیز در پاسخ به این سوال گفت: تنهایی، ماجرایی است که کمتر کسی در طول زندگی‌اش با آن روبرو شده است. چه در زندگی حال حاضرش و چه در سال‌های دورتر و در آینده.

وی افزود: این احساس آن قدر طبیعی و فراگیر است که اگر کسی بگوید هیچ گاه احساس تنهایی نکرده، عجیب و شگفت انگیز است. البته من تنهایی را ستایش یا تایید نمی‌کنم اما روان‌شناسان تنها زمانی تنهایی را مخرب می‌دانند که این احساس همواره و مداوم همراه‌مان باشد چون در طولانی مدت منجر به افسردگی می‌شود. و متاسفانه آمار هم می‌گوید که ما یکی از افسرده‌ترین ملت‌ها هستیم.

ضابطیان با بیان اینکه احساس تنهایی با خود تنهایی متفاوت است، گفت: همانطور که احساس خوشبختی با خود خوشبختی فرق دارد، احساس تنهایی هم متفاوت از تنهایی است. به عنوان مثال، خوشبختی در جاهای دیگر دنیا، ابزارهایی دارد همچون کار خوب، درآمد مناسب، امید به زندگی، رفاه اجتماعی و …. در حالیکه الزما کسانی که این ابزارها را دارند، احساس خوشبختی نمی‌کنند. به همین ترتیب هم آدم‌هایی هستند که تنها هستند و تنها زندگی می‌کنند اما احساس تنهایی نمی‌کنند و حتی از این تنها بودن، لذت هم می‌برند.

این نویسنده همچنین گفت: روانشناسان معتقدند تنهایی بعضی از کسانی که احساس تنهایی می‌کنند، ریشه در کودکی آنها دارد به این صورت که ممکن است تحقیر شده باشند یا اعتماد به نفس‌شان زیر سوال رود و آرام آرام به انزوا روند. این افراد در بزرگسالی، احساس تنهایی بیشتری می‌کنند بنابراین، اساسا احساس تنهایی، ربطی به سن و سال و موقعیت اجتماعی ما آدم‌ها ندارد.

وی ادامه داد: اساسا احساس تنهایی به پارامترهای متعددی وابسته است مثلا شاید برای خانم‌ها بیشتر این اتفاق بیفتد که تنهایی‌شان به واسطه انتخاب نیست بلکه نوعی جبر است چون باید اعتراف کنم که شرایط زندگی در جامعه ما برای آقایان راحت‌تر است.

ضابطیان همچنین گفت: یا مثلا این احساس، یک مساله بین‌المللی است و به نظر من به زندگی در غرب یا شرق ربطی ندارد و شیوه زندگی ماست که ما را مجبور به انتخاب این نوع زندگی کرده است. و حتی در بسیاری از مواقع، علیرغم شعارهایی که مبنی بر دوست نداشتن تنهایی می‌دهیم، طوری رفتار می‌کنیم که دوست داریم تنها باشیم و اتفاقا دوست نداریم کسی را در زندگی و خلوت‌مان شریک کنیم.

نویسنده «برگ اضافی» افزود: شکل زندگی ما، شتاب زندگی حال حاضر و اینکه ساعات زیادی باید کار کنیم باعث شده که همه ما نیازمند و دوستدار یک آرامش و خلوت باشیم و بخواهیم به تنهایی خودمان پناه ببریم و حوصله کس دیگری را نداشته باشیم. خیلی وقت‌ها از خود من وقتی می‌پرسند که چرا ازدواج نمی‌کنی، و من با اینکه مخالف ازدواج نیستم اما فکر می‌کنم این سن و سال، برای تقسیم کردن ساعت‌هایی از شبانه روز، وقت گذاشتن برای یک نفر دیگر و …. کار سختی است. البته این تقسیم نکردن، خودخواهی محسوب می‌شود اما واقعیت این است که بسیاری از ما به تنهایی علاقه‌مندیم و متاسفانه تکنولوژی هم به این موضوع کمک کرده است و به یک «ضد تنهایی» کاذب رسیده‌ایم.

وی ادامه داد: من گاهی فکر می‌کنم قبلا که شبکه‌های اجتماعی نبود، چه قدر زندگی سخت بود چون حالا بخشی از تنهایی ما را این شبکه‌ها پر کرده‌اند. در عین حال، هم اکنون هم احساس تنهایی می‌کنیم و هم از آن فرار! یک شرایط متناقض که همه مان را آزار می‌دهد. اما سوال اینجاست حال که این شرایط ایجاد شده، چه کار باید کنیم؟ آیا چاره‌ای داریم به غیر از اینکه دنیای شخصی‌مان را بسازیم؟ برای برون رفت از این شرایط، باید عناصر دنیای شخصی‌مان را پیدا کنیم.

ضابطیان همچنین گفت: این عناصر می‌تواند موسیقی، کتاب، فیلم، سفر یا هر چیز دیگری باشد یا می‌تواند انتخاب تنهایی باشد اگر از آن لذت می‌بریم و حالمان با آن خوب است.

منصور ضابطیان در ادامه این نشست، از حضار خواست تا تجربیات تنهایی‌شان را با دیگران به اشتراک بگذارند و با علاقه‌مندان درباره جنبه‌های رفتاری و شخصی و اجتماعی تنهایی گفتگو کرد.