Get Adobe Flash player

بهمن کیارستمی چمدان شما را پر می‌کند

دیدم دوستان کتاب‌خون همه پیشنهاد کتاب نوروزی دادن گفتم منم از قافله عقب نمونم؛ گرچه بیشتر اهل تتبع و تعمق در کتاب‌های مصورم. طرح جلدش اصلا خوب نیست و از همون کلیشه‌ی آدام جانسون و چادر آرت تبعیت می‌کنه ولی درش رو که باز کنین بسیار خوندنی و گشتنیه؛ به خصوص اگر از اون‌هایی هستین که عید از گشت‌وگذار در تهران خلوت و تمیز و بی‌پزشک لذت می‌برین آقای مسجدجامعی یک روز نوروزی باطلتون رو عاطل اما مسرت‌بخش می‌کنه و اگه پای رفتن ندارین می‌تونین به مطالعه‌ی سنت‌های دیرین اهالی تهران بپردازین. از متن:

“یکی از کارهای مرسوم در میان غربتی‌ها مرغ دزدی بود که با شگرد و شیوه خاصی و با استفاده از روده گوسفند صورت می‌گرفت. آن‌ها یک سر روده گوسفند را گره می‌زدند و آن را پشت دیوار یا درختان، میان مرغ‌هایی که دانه برمی‌چیدند، می‌انداختند و خود در گوشه‌ای پنهان می‌شدند و سر دیگر روده را در دست می‌گرفتند. وقتی مرغی روده را می‌بلعید، مرغ‌دزد بلافاصله شروع می‌کرد به باد کردن آن. بخش گره خورده روده که حالا باد کرده بود، در منقار و گلوی مرغ گیر می‌کرد و باعث می‌شد مرغ نگونبخت نه بتواند آن را از منقار خود بیرون بدهد و نه سروصدا کند و صاحبش را خبردار کند. غربتی، آرام‌آرام روده و مرغ گرفتار را به طرف خود می‌کشید و وقتی مرغ از آن‌جا دور می‌شد، با خالی کردن روده از باد، آن را از گلوی حیوان بیچاره بیرون می‌آورد و مرغ را می‌فروخت.